It
7.8 (میانگین رآی 157,570 نفر)
70 نمره منتقدین
8 امتیاز کاربران (98 رای)

It ( 2017 )

تاریخ انتشار :2017/09/08
یک گروه از نوجوانان معروف به "باشگاه بازندگان " به مبارزه با موجودی فناناپذیر و تغییر شکل دهنده که مسئول ناپدید شدن ده‌ها تن از کودکان شهر است می روند که این خود منجر می‌شود آنها ذات درونی خود را آشکار کنند.
It
  • توضیحات :

    کیفیت این نسخه دارای هارد ساب کُره ای میباشد.

    کیفیت: HDRip 720p حجم : 1.07 گیگابایت رزولوشن: 1280x544 انکودر: MkvCage
    • Sina_crysis
      آیا این نقد برایتان مفید بود ؟
      Sina_crysis
      دوشنبه, 17 مه‍ 1396 ساعت 15:23
      • داستان کلی :
      • نقش آفرینی بازیگران :
      • موسیقی متن :
      • تأثیرگذاری :
      نقاط قوت
      نقاط ضعف
      بنظرم مهمترین عامل یک فیلم و تفاوت یک فیلم خوب و بد در باور پذیر بودن اون هست؛ البته این به این معنا نیست که اگر یک فیلمه تخیلی رو دیدیم با داستان های عجیب و غریب پس یک فیلم بد دیدیم.
      خیر، ممکنه یک فیلمی مثل batman یا her ویا حتی click هم ما باورش کنیم. کی می تونه منکر شخصیت Jocker توی فیلم batmam با بازی heath ledger بشه واقعاً نقش رو در آورده و وقتی به ما میگه چرا انقدر جدی هستی؟ یا وقتی میخنده ما باور میکنیم که با یک دیوانه ای طرفیم که حتی یک تپه پول رو هم میسوزونه...
      تعریف من از فیلم خوب اینه
      حالا سوال مطرح میشه آیا it باور پذیر بود؟
      جواب من نه هست
      فیلم در نیومده و افسوس و هزار مرتبه افسوس که این فیلم می تونست در بیاد اگر نویسنده و کارگردان با همون فرمونی که اول فیلم پیش رفتن پیش میرفتن.

      تشکر
    • gmwow
      آیا این نقد برایتان مفید بود ؟
      gmwow
      پنجشنبه, 13 مه‍ 1396 ساعت 00:05
      • داستان کلی :
      • نقش آفرینی بازیگران :
      • موسیقی متن :
      • تأثیرگذاری :
      نقاط قوت
      نقاط ضعف


      فیلم شب‌هنگام می‌آید یک بیانیه است که می‌گوید ژانر وحشت حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. نباید با فیلم‌های بچگانه آن را خراب کرد. نباید موقع تماشای فیلمی در این ژانر، به راحتی لَم داد! هرچه فکر می‌کنم می‌بینم در روزهای اخیر هیچ فیلمی نتوانسته به اندازه‌ی شب‌هنگام می‌آید، مرا مضطرب‌ و مشوش کند.

      طی دو دهه‌ی اخیر، فیلم‌های ترسناک به طرز چشمگیری روی به ترساندن لحظه‌ای مخاطب آورده‌اند: بیشتر داستان‌های موجود به جای این که تعلیق را از طریق خلق فضای خاص بر پیکره‌ی فیلم حاکم کنند، شوک‌های آنی را در دستور کار خود قرار داده‌اند. این گونه از آثار ترسناک که بیشتر سعی می‌کنند با آسان پیش بردن ماجرا و گنجاندن خود در درجه سنی بالای 13 سال مخاطبان بیشتری جذب کنند، نه تنها هیچ تاثیر بخصوصی ندارند بلکه خیلی زود به دست فراموشی سپرده خواهند شد. فیلم شب‌هنگام می‌آید، اثر «تری ادوارد شولتز» که فیلمی چون کریشا را در کارنامه دارد، از این رویه پیروی نکرده و یک داستان متکی بر کاراکتر با مایه‌های وحشت روانی را تعریف می‌کند. این اثر که با درجه سنی بالای 17 سال روانه‌ی سینماها شده، اگرچه می‌توانست با کمی تغییر با درجه سنی 13 سال هم اکران شود، یک بیانیه است: ژانر وحشت حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. نباید با فیلم‌های بچگانه آن را خراب کرد. نباید موقع تماشای فیلمی در این ژانر، به راحتی لَم داد! هرچه فکر می‌کنم می‌بینم در روزهای اخیر هیچ فیلمی نتوانسته به اندازه‌ی شب‌هنگام می‌آید، مرا مضطرب‌ و مشوش کند.

      هنگام شروع فیلم، نمی‌دانیم قضیه از چه قرار است. یک پیرمرد، که از یک نوع بیماری رنج می‌برد، توسط سه نفر با ماسک ضدگاز روی صورتشان احاطه شده. آن‌ها صحبت می‌کنند ولی حرف‌هایشان به دلیل وجود ماسک، قابل فهم نیست. خیلی زود درمی‌یابیم که آن‌ها مشغول انجام چه کاری هستند و تا چه حد شرایطشان وخیم است. این سه نفر، «پل (جوئل ادگرتون)»، همسرش «سارا (کارمن اجوگو)» و پسر هفده ساله‌شان «تراویس (کلوین هریسون جونیور)» هستند. هدف آن‌ها کشتن پدر مریض سارا و سوزاندن جسد اوست. او به بیماری مسری خطرناکی مبتلا شده که تمام کشور را فرا گرفته. پس از به انجام رساندن هدف خود، به خانه‌ی به شدت مستحکم و ایزوله‌شده‌شان باز می‌گردند. آن‌ها در برزخی وحشتناک دست و پا می‌زنند و برای بقا تلاش می‌کنند. در پایان این تونل تاریک، نشانی از روشنایی نیست و چیزی جز شک و تردید مشاهده نمی‌شود؛ در روزگاری که هر انسانی می‌تواند در قالب فرشته مرگ ظاهر شود.

      شولتز، کارگردان فیلم، تا حدودی از هیچکاک وام گرفته و نکته‌های انحرافی را داخل فیلمش گنجانده. بعضی از این نکات معنایی ندارند اما بیننده را به فکر درباره کاراکترها فرو می‌برند. این مسیردهی غلط و هوشمندانه فیلم، تماشاگر را از حالت تعادل خارج می‌کند.

      امنیت آن‌ها با آمدن مردی تنها به نام «ویل (کریستوفر ابوت)» به خطر می‌افتد؛ ویل با فرض متروکه بودن این مکان وارد آن شده است. پل او را ضربه فنی کرده، دست و پایش را بسته و صبر می‌کند ببیند آیا ویل علایم بیماری را دارد یا نه. هنگامی که مشخص می‌شود او سالم است، داستان زندگی خود و همسر و پسرش را برای پل تعریف می‌کند و پل تصمیم می‌گیرد به او کمک کند. بدین صورت، اعضای خانه با حضور ویل، «کیم (رایلی کیئو)» و پسرشان ادوارد از سه نفر به شش نفر افزایش می‌یابد. ولی به مرور زمان، این صمیمیت ابتدایی و رابطه خوب میان افراد با مشخص شدن نشانه‌هایی از عدم صداقت متزلزل می‌شود. در همین حال، نباید نسبت به خطرات داخل جنگل نیز غافل بود.با وجود استعاری بودن داستان شب‌هنگام می‌آید، تا حدودی می‌توان سرانجام ماجرا را حدس زد. من در طول یک ساعت از زمان 97 دقیقه‌ای فیلم، نمی‌توانستم چیزی را پیش‌بینی کنم که این برای یک فیلم ترسناک، غیرمعمول است. شولتز، کارگردان فیلم، تا حدودی از هیچکاک وام گرفته و نکته‌های انحرافی را داخل فیلمش گنجانده. بعضی از این نکات معنایی ندارند اما بیننده را به فکر درباره کاراکترها فرو می‌برند. این مسیردهی غلط و هوشمندانه فیلم، تماشاگر را از حالت تعادل خارج می‌کند. گرچه پایان فیلم غیرمنتظره نیست، اما به قدرت آن نمی‌توان شک داشت.

      شب‌هنگام می‌آید اتمسفر خاصی را ایجاد می‌کند. حتی درختان را می‌توان یک کاراکتر محسوب کرد! کابوس‌ها به حقیقت می‌پیوندند و بر خلاف رویه‌ی کلی فیلم، چند صحنه‌ی شوک ناگهانی درجه یک در آن می‌بینیم. عملکرد عوامل صدا در این فیلم تحسین‌برانگیز است، چرا که استفاده از موسیقی و صدا در آن خارق‌العاده از آب درآمده است.

      شب‌هنگام می‌آید اتمسفر خاصی را ایجاد می‌کند. حتی درختان را می‌توان یک کاراکتر محسوب کرد زیرا در عین حال که از خانه محافظت می‌کنند می‌توانند مامنی برای دشمنان اهل خانه نیز باشند. هنگامی که سگ نگهبان به سمت چیزی که دیده می‌تازد، ناگهان پارس‌کردنش متوقف می‌شود و تنها درختان می‌دانند چه بلایی بر سر آن آمده. داخل خانه خفقان‌آور است؛ بر خلاف فرضی که از یک خانه در ذهنمان داریم. کابوس‌ها به حقیقت می‌پیوندند و علی رغم میل باطنی شولتز در ناگهانی بودن لحظات فیلمش، چند صحنه‌ی شوک ناگهانی درجه یک در فیلم می‌بینیم. عملکرد عوامل صدا در این فیلم تحسین‌برانگیز است، چرا که استفاده از موسیقی و صدا در آن خارق‌العاده از آب درآمده است.

      عملکرد بازیگران فیلم قابل تقدیر است. در تیره و تار بودن فیلم شکی نیست و برای افرادی که در جستجوی روشنایی و تجربه‌ی وحشتی معمولی هستند تدارک دیده نشده است. شب‌هنگام می‌آید با کسی شوخی ندارد و به آن‌هایی که در جستجوی تجربه‌ی وحشتی متفاوت هستند، شدیدا توصیه می‌شود.

      جوئل ادگرتون و کریستوفر ابوت، تیم بازیگری خیلی قوی تشکیل داده‌اند و در قالب کاراکترهای خود فرو رفته‌اند. گرچه ویل و پل هر دو در موقعیت‌های مشابه به منفعت خانواده خود می‌اندیشند، ولی در قصد و نیت با هم تفاوت زیادی دارند. ادگرتون در نقش پل، شخصیتی قهرمان‌گونه با باطنی سخت است. ویل فرد ساده‌تری‌ست و برای بقا خود را به آب و آتش نمی‌زند. دیگر اعضای تیم بازیگری، اجوگو، هریسون و کیئو، حداقل یکی دو صحنه احساسی دارند که می‌توانند در آن خود را نشان دهند.

      در تیره و تار بودن فیلم شب‌هنگام می‌آید شکی نیست و برای افرادی که در جستجوی روشنایی و تجربه‌ی وحشتی معمولی هستند تدارک دیده نشده. تماشاگر کاملا تحت تاثیر جو فیلم قرار گرفته و حتی پس از گذشت اندکی از تیتراژ فیلم و روشن‌شدن چراغ‌های خانه نیز ترس به استخوان‌های او رسوخ کرده است. نزدیک‌ترین فیلم به این اثر را در میان موارد اخیر، می‌توان اتاق سبز دانست؛ گرچه این دو فیلم در روایت تشابه کمی دارند ولی جنس رفتار آن‌ها با مخاطب و ادای دین به ژانر، یکیست. شب‌هنگام می‌آید با کسی شوخی ندارد و به آن‌هایی که در جستجوی تجربه‌ی وحشتی متفاوت هستند، شدیدا توصیه می‌شود.

عناوین مشابه

Titanic (1997)
7.8
«بروک سوت» یک جوینده گنج است که به دنبال یک الماس مشهور در بقایای کشتی غرق شده تایتانیک است. او یک صندوق سالم در کشتی پیدا میکند که در آن تصویری از یک زن جوان با الماسی بر گردن قراردارد. پس از نشان دادن نقاشی در یک برنامه تلویزیونی ، یک زن پیر به اسم «رز داوسن» ادعا میکند که همان زن نقاشی است. او را به محل غرق کشتی می برند تا به جستجوگران کمک کند جای الماس را پیدا کنند ، اما به جای این کار او همه حقایق مربوط به داستان غرق شدن کشتی تایتانیک را برای همه تعریف میکند…